بازيچه تقدير
من غم را در سکوت سکوت را در شب شب را در بستر بستر را براي انديشيدن به تو دوست ميدارم
اشک من در سوگ هجرانت جهانی تر بکرد داستان کوتاهی از زندگی ارزوی دو همسر ۶۰ ساله لطفاً برای خواندن داستان به ادامه مطلب بروید *به نام انکه باران را فرو ریخت تا آتش شهر عشق خاموش شود* توی این غروب غمگین زیر این چیک چیک بارون ولی من اینجا تو فکرت بدور از آدمهایی که نمیدونن تو دلم چی می گذره، دارم میشم دیوونه. توی این بارونی که زیرش نشستم یواش یواش مثل قطره های بارون خیالت میباره تو قلبم مثل این زمین سنگی . خیالات دیونم کرده خیالات شاعرم کرده میدونی همیشه تو خیالمی همیشه فکر تو توی قلبم آشیونه میزنه ولی شاید توی این غروب دلتنگی تو اصلا فکر نکنی که دلتنگی داره به تو فکر می کنه شاید این روزها تموم شه ولی این خیالای دلم اون روزا که باهم بودیم اون رو زایی که مثل دو تا کاشی رو زمین نزدیک بودیم از یادم نمیره هیچ وقت. با نگاهم به اسمون به اسمونی که یک خدایی داره با خودم میگم چی میشه این خدای مهربون ترجمه تخصي مقا لات و پايان نامه. اين فرصت را از دست ندهد با اين ايميل تماس بگيريد FOR_TARJOME@YAHOO.COM وقتی از غربت ایام دلم می گیرد اميدش تويي. وقتي پر از سکوت شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها رو مي لرزوند. كاش مي شد نغمه ياران شنيد شاید نگاه تو زمزمه ی رود باشد که در چشم من پیچیده است وطنین خروشانش مرا از خود ربوده باور ندارم مرگ را وقتی اینگونه زنده ام که در آغوش تو ابدیت را یافتم باور ندارم خزانی باشد آنگونه که سر می کشم از کشاله های پست فراموشی دانه های ترس ودلهره وامید را تا دورها تا اوج باور ندارم چشم هایت طراوت جنگل را در صبگاهان از من دریغ کنند ای دوست ای یار ای لبخند شکفته بر چهره ی روزگارم با تو یا بعد از تو باور ندارم پارتی لو رفته در شمال تهران تصاويری كه مشاهده می فرماييد از اين مراسم لهو لعب گرفته شده است. براي ديدن عكس ها روي ادامه مطلب كيك كن کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهایه تنهایم و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم درون کلبه ی خاموش خویش اما کسی حال من غمگین نمی پرسد و من دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم درون سینه ی پر جوش خویش اما کسی حال من تنها نم پرسد و من چون تک درخت زرد پائیزم که هر دم با نسیمی می شود برگی جدا از او و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند فرا رسیدن دهه محرم را به تمامی عزاداران و دوستداران اهل بیت نبی اکرم تسلیت عرض می کنم دختر دنیا با 7 سال سن و 7 کیلو وزن (تصویری) کندی که 7 سال پیش هنگام تولد 1.2 کیلو بود هنوز کوچولو است و لقب ریزترین دختر کوچولوی جهان را با چهره بسیار دوست داشتنی به خود اختصاص داده است. وی اینک 7 ساله بوده و 7 کیلو وزن دارد. براي ديدن عكس ها روي ادامه مطلب كيك كن جذاب ترین زن عربستان سعودی انتخاب شد !!! فاطیما کلثوم زهر به عنوان زیباترین زن عربستان سعودی شناخته میشود. او با شیخ آل محمد ازدواج کرده است. براي ديدن عكس ها روي ادامه مطلب كيك كن سنگ قبر من بنويسـيد خسته بود اهــل زمين نبود نـمازش شــكســته بود بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تـنها از اين نظر كه سـراپا شـكســته بود بر سنگ قبر من بنويســـــــيد پاك بود چشمان او كه دائما از اشك شسـته بود بر سنگ قبر من بنويســيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه، دســــته بود بر سنگ قبر من بنويســــــيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود
گفتي عاشقمي، گفتم دوستت دارم. گفتي اگه يه روز نبينمت ميميرم، گفتم من فقط ناراحت ميشم. گفتي من بجز تو به كسي فكر نمي كنم، گفتم اتفاقا من به خيلي ها فكر مي كنم. گفتي اگه بري با يكي ديگه من خودمو مي كشم، گفتم اما اگه تو بري با يكي ديگه، من فقط دلم ميخواد طرف رو خفه كنم. گفتي ... ، گفتم... . حالا فكر كردي فرق ما اين هاست؟ نه! فرق ما اينه كه: تو دروغ گفتي، من راستش گفت: به من بگو چقدر دوستم داری؟ قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم. گل شکسته شاخه گلی شکسته تو دسته تو اسیرم اگه نیایی تو پیشم یه وقت دیدی میمیرم محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم دستو پامو گم می کنم وقتی نگام می کنی تو نفس نفس هول می کنم وقتی صدام می کنی تو تو دفتره خاطره هام تو ذهن و تو آرزوهام اسم تو هم شده فراموش اسم تو هم شده فراموش یادم دادی بسوزم... دارم می سوزم...دارم می سوزم اشکه چشامو دیدی بگو به چی رسیدی قسم به بی قراریت مردم از چشم انتظاریت محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم دستو پامو گم می کنم وقتی نگام می کنی تو نفس نفس هول می کنم وقتی صدام می کنی تو تو دفتره خاطره هام تو ذهن و تو آرزوهام اسم تو هم شده فراموش اسم تو هم شده فراموش می دونی که دوست دارم واسه اینه که دل می سوزونی تو گفتم بهت دوست دارم اما حالا من پشیمونم برو به درک برو به درک برو به درک گل شکسته شاخه گلی شکسته تو دسته تو اسیرم اگه نیایی تو پیشم یه وقت دیدی میمیرم محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم دستو پامو گم می کنم وقتی نگام می کنی تو نفس نفس هول می کنم وقتی صدام می کنی تو تو دفتره خاطره هام تو ذهن و تو آرزوهام اسم تو هم شده فراموش اسم تو هم شده فراموش یادم دادی بسوزم... دارم می سوزم...دارم می سوزم اشکه چشامو دیدی بگو به چی رسیدی قسم به بی قراریت مردم از چشم انتظاریت محتاج یک نگاتم تا جون دارم فداتم محتاج یک نگاه و قهر بکنی میمیرم دستو پامو گم می کنم وقتی نگام می کنی تو نفس نفس هول می کنم وقتی صدام می کنی تو تو دفتره خاطره هام تو ذهن و تو آرزوهام اسم تو هم شده فراموش اسم تو هم شده فراموش می دونی که دوست دارم واسه اینه که دل می سوزونی تو گفتم بهت دوست دارم اما حالا من پشیمونم برو به درک برو به درک برو به درک برو به درک... به گزارش خبر آن لاین، "محمدرضا گلزار" از هنرپیشه های سینمای ایران که سال گذشته برای 3 روز بازی در فیلم "دموکراسی تو روز روشن" 90 میلیون تومان دستمزد گرفته بود،در آخرین پیشنهادش برای بازی در یک فیلم دستمزد های 150 تا 200 میلیونی پیشنهاد داده است و این در حالی است که هفته نامه سینما، همچنان بحث رفع ممنوع التصویر بودن وی را از سال گذشته تا کنون در هاله ای از ابهام عنوان کرده است!
پس جهانی درد هجرت را زمن باور بکرد
لاجرم سر دل خود را بگفتم با کسان:
تکسوار قلب من عزم دل دیگر بکرد
آنکه روزی قلب شیدای مرا دزدیده بود
نورسیده فعل عشقش در دلم مصدر بکرد
ارغوان عشق او در دل شکوفه داده بود
حیف از آن دارم که آن بگرفت و او پرپر بکرد
قلب من تازه به کیش عشق او پیوسته بود
شکوه دارم کاو برفت و قلب من کافر بکرد
ادامه مطلب

مرغ امید من از شدت غم می میرد
دل به رویای خوش خاطره ها می بندم
باز هم خاطره ها دست مرا می گیرد.
وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره. .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها
كاش مي شد شور و مستي را چشيد
كاش مي شد بانگاهش تر شويم
كاش مي شد ناز او را هي كشيد
كاش مي شد عشوه معشوق ديد
كاش مي شد رنج عشقش را كشيد
كاش مي شد همچو باران در كوير
با دل و جانش تمنا را كشيد
كاش مي شد با لبانش يار بود
كاش مي شد نوش دارو را چشيد
كاش مي شد همراه حرف دلش
كاش مي شد با دل او زار گريست
كاش مي شد غرق خواهش مي شديم
كاش مي شد هق هق عاشق نشيد
كاش مي شد با صدايش مست شد
كاش مي شد با حضورش سبز شد
كاش مي شد در دلش غوغا بريخت
كاش مي شد با لب حسرت گريست
كاش مي شد همچون سياوش بود زار
كاش مي شد نغمه هايش را شنيد
عشق يعني شب نخفتن تا سحر عشق يعني سجده ها با چشم تر
عشق يعني سر به دار آويختن عشق يعني اشک حسرت ريختن
عشق يعني در جهان رسوا شدن عشق يعني مست و بي پروا شدن
عشق يعني سوختن يا ساختن عشق يعني زندگي را باختن
عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عکس يار
عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن
عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب
اكثر دختر و پسرهای حاضر در اين پارتی در زمان دستگیری در كنار هم خوابيده بودند
ادامه مطلب
یاد و نام و جلال و مقام امام حسین (ع) و تمامی یاران و همراهانش و دوست داران و عزادارانش همیشه و همه جا بر سر لوحه تاریخ انسان و اسانیت جاودان بادا.

و علی علی ابن الحسین
و علی اولاد الحسین
و علی اصحاب الحسین
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
كفر و ایمان چه به هم نزدیك است
عشق هم در دل ما سردرگم
مثل ویرانی و بهت مردم
گیسویت تعزیتی از رویا
شب طولانی خون تا فردا
خون چرا در رگ من زنجیر است
زخم من تشنه تر از شمشیر است
مستم از جام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی
باده نوشیده شده پنهانی
عشق تو پشت جنون محو شده
هوشیاریست مگو سهو شده
من و رسوایی و این بار گناه
نو و تنهایی و آن چشم سیاه
از من تازه مسلمان بگذر بگذر
بگذر از سر پیمان بگذر بگذر
دین دیوانه به دین عشق تو شد
جاده ی شك به یقین عشق تو شد
مستم از جام تهی حیرانی
باده نوشیده شده پنهانی
باده نوشیده شده پنهانی![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب



ادامه مطلب
گفتم:
تو را به بلندی کوهها، پهنای دشتها، عمق دریاها و به زیبایی گلها دوست دارم.
تو را به اندازهی تمام وجودت دوست دارم
زیرا هیچکس را بدینسان دوست نداشتهام!
با حسرت سری جنباند و گفت:
متاسفم از اینکه نمیتوانم حرفهایت را باور کنم
زیرا
قلب کوچک من تحمّل، عشق بزرگ تو را ندارد!

یا چشام بارونیه ! ..
این قفس بازه ولی....
قلب ِ من زندونیه..
ـ
من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت !
تو نباشی می پره عطرتم از پیرهنت...
ــ
میخـوام آروم شم!!
تـــــو نمی ذاری!
هر دو بی رحمن : عشق و بیزاری!
همه دنیامو زیرو رو کردم
تو رو شاید دیر آرزو کردم !
ــ
ـ
قدمای آخرو آهسته تر بردار !
واسه من کابوسه فکر ِ آخرین دیدار !
بغض ِ این آهنگ مارو تا کجاها بُرد!
شایدم تقدیرمو امشب به رحم آوُرد !
ـ
به تلافی ِ اونهمه تلخیم !
گله هاتم طعم ِ عسل شد!
غم معصومانه ی چشمات..
به تبسم ِ تازه بدل شد!
میشه با من هزار و یکسال..
به بهانه ی قصه بمونی!؟
همه مرثیه های سکوتم ..
به بهار ِتو باغ غزل شد......
نفس کشیدن ، دل سپردن ، مثل دریا ..... ماه من!!
از تو خوندن .. با تو موندن.. مقصد من.. راه من
همینه رویام.. آرزوهام.. سرگذشت آه من
نرفته برگرد که با تو شاید.. خدا گذشت از گناهِ من!
.
تو مثل بارون .. غمو آسون .. می بری از یاد من
با تو خوبن.. بی غروبن... خاطرات ِ شاد من
زارو خسته.. دلـشکسته .. بینوا فرهاد من!
مرغ ِآمـیـن! .. کی به شیرین .. می رسه فریاد من
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من![]()
![]()
![]()
![]()
پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش می طلبم![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()

این افزایش دستمزد گلزار در شرایطی عنوان می شود، که اعلام دستمزد 70 میلیونی وی برای بازی در فیلم "دو خواهر" در سال گذشته، منجر به افزایش نجومی دستمزد سایر هنرپیشه های سینما گردید تا جایی که میزان افزایش دستمزدها در آن مقطع بین 3 تا 4 برابر افزایش داشته است.
یکی از دلایل هزینه های تولید فیلم در ایران، دستمزدهای هنرپیشه ها می باشد، بگونه ای که گاه 40 و یا حتی 50 درصد هزینه تولید یک فیلم، مربوط به دستمزدهای هنرپیشه های آن فیلم است و در نهایت تهیه کنندگان، به منظور کاهش احتمال نفروختن فیلم و ورشکستگی، مجبور به تولید هر اثر مبتذل و سطحی میشوند.
» داستان کوتاهی از زندگی
» عشق
» ترجمه
» دلتنگ
» كاش
» شعر عاشقانه عشق يعني
» تو
» پارتی لو رفته
» هو
| Design By : Pars Skin |















